سرآغاز > آثار > سخنرانی ها > بزرگی خداست که احوالات متقین را تنظیم می کند

بزرگی خداست که احوالات متقین را تنظیم می کند

عَظُمَ الخالق فی اَنفُسِهِم فَصَغر ما دونَه فی اعیُنِهِم
عظمت خالق در وجودشان چنان کرده که ما سوی را در نظرشان کوچک و حقیر جلوه گر ساخته است .آن چنان خدا تمامی حجم دلشان را در بر گرفته که جا برای غیر خدا نمانده است .از آن دم که دل به خدا سپرده اند چشم بر  غیر خدا فرو بسته اند.

 خدا در نظر اهل تقوا بزرگ است

شرح خطبه متقین نهج البلاغه حجت السلام حمیدرضا مهدوی ارفع(مهدوی بیات)“عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم”(۱) اشخاصی که از ابتدای جلسات با ما همراه بودند به خاطر دارند عرض کردیم مباحثی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این خطبه شریف به آن پرداخته اند دو دسته اند: یک دسته شاه کلیدها و رهبردهای اصلی است که کلی و جامع است و بخشی دیگر اوصافی است که مربوط به یک موضوع و بخشی خاص است. فعلاً در ابتدای خطبه اکثر فرازها شامل آن قواعد کلی و سبک زندگی متقین است و به تعبیری امیرالمؤمنین(علیه السلام) قبل از این که به اوصاف متقین بپردازند با ظرافت خاصی ریشه و نگرشی که متقین را به آن اوصاف رسانده است بیان می کنند. چه طور انسان می تواند به این مقام برسد؟ متقین چه کردند که شامل این اوصاف شدند؟ مگر متقین دنیا را به چه شکلی می بینند که رفتار و خصلت شان با آدم های عادی فرق دارد؟ این راهبردهای عمیق تر در ابتدای خطبه است که به آن می پردازیم.

می خواهیم ببینیم چه طور می شود که شب ها که انسان های عادی  به استراحت می پردازند فعالیت متقین شروع می شود؟ چطور در روزگاری که دیگران برای رسیدن به دنیا در تکاپو هستند آن ها از دنیا فرار می کنند؟ اگر در کل به انسان های جامعه نگاه کنید می بینید متقین شبیه آدم های عادی نیستند. به گونه ای زندگی می کنند که  امروزه برای دیگران عجیب است. عجیب بودن این اوصاف متقین برای دیگران به چه علت است که به گفته امیرالمؤمنین(علیه السلام) وقتی مردم عادی این ها را می بینند می گویند: “لقد خولطوا”(۲) در ادامه حضرت علی (علیه السلام) می گویند همانا امر بزرگی این ها را به خود جذب کرده است.”لقد خالطتم امر عظیم”(۳)

حضرت علی (علیه السلام) در این فراز به این موضوع می پردازند، چرا چیزهایی که برای دیگران مهم است برای اهل تقوا اصلاً ارزشمند نیست و چرا چیزهایی را که دیگران برای آن ارزش قائل نیستند اهل تقوا آن ها را سخت می گیرند؟

دلیل اش این است که عظمت خدا این قدر در جان آن ها آن گونه که یک بشر می تواند درک کند تجلی کرده است که هر چه غیر خداست در برابر آن ها کوچک است.

انسان ها به واسطه آن چه از خیر یا شر در امور و پدیده ها کشف می کنند نسبت شان را با این امور تنظیم می کنند. اگر در چیزی خیری کشف نکنند یا گمان کنند شری در آن است از آن دور می شوند و ارزشی برای آن قائل نیستند. دلیل این که اهل تقوا اکثر اوقات نسبت شان را با امور و پدیده ها و اتفاقات بر عکس مردم عادی تنظیم می کنند این است که خدا برای شان بزرگ است و هرچه غیر خداست کوچک. در واقع آن ها حقیقت را می بینند و مردم عادی غیر حقیقت را. لذا عظمت خدا را در جان شان درک کرده اند.

هیچ شخصی غیر از خدا، مایه عظمتی از خودش ندارد

این که آدم ها در مقابل دیگران تن به ذلت می دهند به خاطر این است که عظمت خدا در دل های شان جا نگرفته. این که انسان ها برای رسیدن به آرزوهایی که به خیال خودشان مهم است چشم بر هر حق و نا حقی می بندند معلوم می شود عظمت خدا در وجودشان خیلی خوب شناخته نشده. این که انسان ها با کوچک ترین ابتلایی که در زندگی شان پیش می آید دچار ترس و دلهره می شوند به خاطر این است که عظمت خدا را درک نکرده اند. چنین انسانی وقتی دچاره ترس و دلهره  شد و در حال سقوط بود به هر چیزی متمسک می شود غیر از خدا! در روایت داریم: “الغریق یتشبث بکل الحشیش”(۴) غریق به هر شاخه خشکیده ای چنگ می زند. متقین عظمت خدا را درک کرده اند. مهمترین دلیلی که حتی اهل بیت (علیهم السلام) در مقابل خدا عظمت ندارند این است که انسان در هر جایگاهی که باشد با وصل و ربط و فقر به خدای عظیم است که وجود پیدا می کند. اهل بیت(علیهم السلام) فقیرترین عالم اند به خدا و لذا در مقابل خدا عظمتی برا ی خودشان قایل نیستند. این مقام فقر آن هاست که آن ها را بزرگ کرده است. در واقع انسان حق ندارد برای غیر خدا عظمتی ببیند چون عظمت فقط شایسته کسی است که آن مایه عظمت را از خودش داشته باشد بدون نیاز به شخص دیگری. خیلی جاهلانه است اگر به طور مثال  شخصی به پول و مقام اجتماعی پدرش فخر بفروشد.

“گیرم پدر تو بود فاضل         از فضل پدر تو را چه حاصل”(۵)

هیچ شخصی غیر از خدا، مایه عظمتی از خودش ندارد. حتی پیامبر(صلی ا… علیه و آله)  هم همه وجوش فقر به خداست. وقتی انسان توانست این عظمت را با تمام جان اش درک کند در دنیا عظیمی جز خدا نمی بیند. چنین آدمی از هیچ چیز جز خدا نمی ترسد. امام خمینی (ره) می فرمود: “خمینی اگر تنها هم بماند به راه خود که مبارزه با استکبار است ادامه خواهد داد.” می فرمود: “والله از اول عمرم از هیچ چیز نترسیدم” این ها سخنان انسانی است که قلب اش از عظمت خدا سرشار است و برای هیچ چیز غیر از خدا عظمت قایل نیست. نشانه بزرگی روح انسان ها همین است.

اگر عظمت فقط در خالق دیده شود تمام مخلوقات در سر جای شان قرار می گیرند

خود امیرالمؤمنین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) در سیره و روش تربیتی خود به این موضوع اهمیت زیادی می دادند. حضرت علی(علیه السلام) در نامه ۳۱ نهج البلاغه عصاره تمام تجربیات زندگی پیشینیان را به امام حسن(علیه السلام) داده اند. در فرازی از این نامه می فرمایند: “خدایی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را بر عهده گرفته است، تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند.”چنین انسانی که واسطه فیض آدمیان است در اوج تربیت به فرزندش گوش زد می کند مراقب باش چیزی غیر از خدا در نظرت بزرگ نباشد.

اگر عظمت فقط در خالق دیده شود تمام مخلوقات در سر جای شان قرار می گیرند و به خدا فقیر هستند. “عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم” به تعبیری ترجمه “لا اله الا الله” است. یعنی انسان در عالم هستی جز خدا را مؤثر نبیند. حتی پیامبران و امامان هم در این عالم جز به اذن خدا تأثیر ندارند. حضرت عیسی(علیه السلام) مردگان را زنده می کرد به اذن خدا، بیماران را شفا می داد به اذن خدا.

اگر انسان از خدا بخواهد که خدا عظمت اش را بعد از فهم علمی به قلب و جان اش بچشاند، آن وقت دیگر همه چیز در برابرش کوچک می شود. گفتیم که انبیاء و امامان معصوم واسطه فیض هستند و اگر خدا می فرماید: “وابتغو الیه الوسیله”(۶) برای تقویت ما در جایی است که ضعف داریم و باید از امامان و انبیاء کمک بگیریم و گرنه بین بنده و خدا هیچ چیزی حایل نیست. اهل بیت(علیهم السلام) وسیله هستند و ما باید با کمک آن ها به خدا برسیم خدا در قرآن می فرماید “نحن اقرب من حبل الورید”(۷) ( ای انسان ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم). در جای دیگر در قرآن کریم خداوند می فرماید: “یحول بین المرء و قلبه”(۸)

انسان اگر چنین خالقی را نه به معنای ذهنی بلکه در پدیده ها و اتفاقات درک کند برای هیچ چیز غیر از خدا عظمتی در نظر نمی گیرد.

در عظمت خدا تفکر کنید…

دوستان عزیز در این مسایل تأمل کنید. به طور مثال رزاق بودن خدا یا عالم بودن خدا را در نظر بگیرید . اگر خواستیم به عظمت خدا بپردازیم راه های آفاقی اش  زیاد است. اگر انسان این عظمت را در نفس و جان اش درک کند غوغایی در جان اش به پا می شود و هر چه می بیند به یاد خدا می افتد. خدایی که “لا یشغله سمع ان سمع”(۹)

لذا اگر اراده خدا نباشد ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم. دوستان ساعاتی را حول این مباحث  به تفکر بپردازید. مقام فکر از ذکر بالاتر است. در عظمت خدا تفکر کنید. توحید مفضل را مطالعه کنید. اگر انسان به وادی عظمت خدا وارد شد و آن را با تمام وجود درک کرد اثرش این است که قلب اش چنان محکم می شود که با استحکام قدم بر می دارد چون پشتیبانی یافته که نظیر ندارد. متقین انسان هایی هستند که خدا در وجودشان بزرگ است.

لذا این قدر اصرار شده که با انسان های بزرگ و علما همنشین شوید، همنشینی با چنین افرادی باعث می شود روح انسان آرام آرام با  ارزش های بزرگ انس بگیرد. متقین انسان هایی هستند که آرمان های بزرگی دارند. تفاوت متقین با انسان های عادی در همین نگرش است.

بزرگی خداست که احوالات متقین را تنظیم می کند

انسان ها به میزان نسبتی که با عظمت خالق پیدا می کنند خودشان هم بزرگ می شوند و هرچه قدر از عظمت خدا بی بهره باشند خودشان کوچک اند. همه مصیبت های دنیا محصول آدم های بی تقواست ولی متقین “صغر ما دونه علی اعینهم” غیر خدا در نظرشان کوچک است. متقین سحر های زیبایی دارند چون خدا قلب آن ها را ربوده است و از بهترین فرصت انس و خلوت با خدا در سحر دست بر نمی دارند. بزرگی خداست که احوالات متقین را تنظیم می کند. آن ها به خاطر خوشایند مردم یا فرار از نگاه مردم نیست که گناه نمی کنند. رضای خداست که برای آن ها مهم است. لذا اگر بتوانیم رضایت خدا را با رضایت مردم هماهنگ کنیم که چه بهتر و گرنه آن چه که مهم است رضایت خداست. نباید به هر قیمتی هم رنگ جماعت شویم. نباید امور دنیایی برای مان مهم باشد و خدا را فراموش کنیم. عظمت آدم ها به امور حقیر دنیایی نیست، وقتی انسان عظمت خدا را درک نمی کند به دنبال عظمت های مجازی و کاذب می رود. ولی خوشا به حال اهل تقوا که رضای خدا را در نظر می گیرند و هم رنگ جماعت نمی شوند.

دوستان عزیز هم رنگ جماعت نشدن سخت است ولی عاقبت آن که رضای خداست شیرین است. وقتی دل به خدا بستیم بارمان سبک می شود و هجرت و رفتن برای مان آسان می گردد. در فراز بعدی امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند متقین یک لحظه حاضر نیستند در این دنیا باشند چون سبک بارند و می دانند در سرای باقی خبرهایی است.

خدایا تو را قسم می دهیم به محمد و آل محمد (صلی ا… علیه و آله) عظمت خودت را آن گونه که به متقین و امام متقین چشاندی به قلب های ما بچشان.

 پاورقی

۱-نهج البلاغه –خطبه۱۹۲

۲- همان

۳-همان

۴-امثال الحکم دهخدا-ج۱-ص۲۶۴

۵-نظامی

۶-سوره مائده-آیه۳۵

۷-سوره ق-آیه۱۶

۸-سوره انفال-آیه۲۴

۹-دعای جوشن کبیر -۹۹

بیشتر بدانیم…  

قال الامام علی (علیه السلام):

(فی عَظَمَهِ اللّه) ِأمرُهُ قَضاءٌ و حِکمَهٌ، و رِضاهُ أمانٌ و رَحمَهٌ، یَقضی بِعِلمٍ، و یَعفو (یَغفِرُ) بِحِلمٍ .

(درباره عظمت خدا) فرمان خدا حتمى و حکیمانه است و خشنودى او ایمنى و رحمت است، با دانایى حکم مى کند و با بردبارى مى بخشد.

قال الامام الصادق (علیه السّلام):

أفضَلُ الْعِبادهِ اِدْمانُ التَّفَکُّرِ فی اللهِ وَ قُدرَتِهِ. برترین عبادت، اندیشیدن مداوم درباره خدا و قدرت اوست. «الکافی، ج ۲، ص ۵۵»

قال الامام علی (علیه السّلام):

مَنْ تَفکَّرَ فی عَظَمَهِ اللهِ أَبْلَسَ. هرکه در عظمت خدا بیندیشد، متحیّر شود.

«غررالحکم، ح ۹۲۰۷»

Soroosh

باز هم امتحان کن

من نهج البلاغه می خوانم

صوت سخنرانی با موضوع :هنر خوب مردن

صوت سخنرانی: #هنر_خوب_مردن۱ 💠سلسله جلسات درسهایی از نهج البلاغه #تقوی #رمز_عزت_مقاومت #هنر_خوب_مردن ✳️حجت الاسلام #مهدوی_ارفع …

پرهیز از تملق در حکومت مولا علی (ع)

خطبه ۲۱۶ کتاب ارزشمند نهج البلاغه +لینک دانلود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *