سرآغاز > ویژه ها > ولایت انتخاب یا انتصاب ؟

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟

● طرح شبهه:

یکی از شبهاتی که وهابیت زیاد مطرح می کنند این است که:

اگر خلافت و امامت یک وظیفه الهی و انتصابی بود؛ پس چرا بعد از عثمان امیرمؤمنان علیه السلام از قبول آن خودداری می کرد؟ تا این که نوبت به اصرار رسید و فرمود:

دعونی والتمسوا غیری … وأنا لکم وز`یراً خیراً لکم منی امیراً وان ترکتمونی فأنا کاحدکم وأسمعکم وأطوعکم
مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید ، وزیر و مشاور بودن من برای شما بهتر از آن است که امیر و زمامدار باشم. اگر مرا رها کنید، مانند شما از شما می شنوم و اطاعت می کنم.
نهج البلاغه صبحی صالح، ج ۱، ص۱۳۶٫

 غدیر عید غدیر امام علی حمیدرضا مهدوی ارفع نهج البلاغه ولایت

 

اصل خطبه:

در ابتدا لازم است به اصل خطبه اشاره شود:

دَعُونِی وَالَْتمِسُوا غَیْرِی فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَأََلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَلَا تَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ وَ إِنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَالَْمحَجَّهَ قَدْ تَنَکَّرَتْ. وَاعْلَمُوا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ وَلَمْ أُصْغِ إِلَی قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ وَإِِنْ تَرَکْتُمُونِی فَأَنَا کَأَحَدِکُمْ ولَعَلِّی أَسْمَعُکُمْ وَأَطْوَعُکُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ أَمْرَکُمْ وَأَنَا لَکُمْ وَزِیراً خَیْرٌ لَکُمْ مِنِّی أَمِیراً.
مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید که ما به کاری روی آورده ایم که دارای رنگ های گوناگون است. دلها بر آن قرار نمی گیرد و عقابها پایدار نمی ماند. به راستی که همه جا را ابر فتنه پر کرده و راه راست ناشناخته مانده است.
بدانید اگر من درخواست شما را پذیرا باشم با شما آن گونه که خود می دانم رفتار خواهم کرد و به حرف ملامت گرها و این و آن گوش نمی دهم. و اگر دست از من بردارید من همانند یکی از شما خواهم بود. و در میان کسانی که ولایت امور را بدو می سپارید من شنواتر و فرمانبردارتر می باشم. من اگر وزیر شما باشم بهتر است از آنکه امیر شما باشم.»
نهج البلاغه صبحی صالح، ج ۱، ص۱۳۶٫

✍️
نقد و بررسی:

در پاسخ به این شبهه، باید چند نکته اساسی را مورد توجه قرار داد:
تعیین امام، به دست خدا، و تشکیل حکومت به خواست مردم است

باید توجه داشت که موضوع امامت با قضیه حکومت جدا است؛ چون امامت یک منصب خداوندی است؛ ولی حکومت یکی از شئونات امامت است؛ پس هر کسی را که خداوند او را به این مقام والا نصب کند، امام است؛ چه مردم بخواهند و یا نخواهند ، اراده مردم در تعین إمام هیچگونه نقشی ندارد؛ همانگونه که در تعیین پیامبر نیز نقشی ندارد.
اما اینکه آن حضرت خواهان بیعت نبوده اند منافاتی با حق امامت آن حضرت ندارد؛ چون بیعت با مردم (حکومت)، نیاز به اقبال و آمادگی مردم دارد؛ اما امامت منصوب از طرف خداوند تبارک و تعالی نیازی به اقبال و آمادگی مردم ندارد و مثل نبوت پیامبر صلی الله علیه وآله می باشد. همچنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله، در شهر مکه سیزده سال قبل از هجرت، حکومت اسلامی را تشکیل ندادند؛ چون زمینه تشکیل حکومت در مکه فراهم نبود.
تعیین خلیفه و امام درقرآن مجید:

خداوند متعال در قرآن مجید، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است و در رابطه با تعیین پیامبر و خلیفه خود در زمین؛ می فرماید:
اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه . الأنعام/۱۲۴٫
خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد .
همچینین در رابطه با تعین امام می گوید:
وَإِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَْرْضِ خَلِیفَه. البقره/۳۰٫
به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [ نماینده ای ] قرار خواهم داد.
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا. الأنبیاء/۷۳٫
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می کردند.
وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثین . القصص/۵٫
ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.

✍️

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟ قسمت سوم

قضیه حضرت آدم و حضرت داوود علیهما السلام:
ادله انتصابی بودن خلافت و امامت؛ که شامل آیات و روایات می شود؛ بیش از آن هستند که بتوان همه آن را در این مقاله کوتاه ؛ بررسی کرد، در این حال به صورت خلاصه به این مطلب خواهیم پرداخت .
خداوند در این باره می فرماید:
وَإِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَْرْضِ خَلِیفَه البقره/۳۰٫
به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [ نماینده ای ] قرار خواهم داد.
و در آیه شریفه دیگر ( قضیه حضرت داوود علیه السلام) می فرمایند:
یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الأَْرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی. ص/ ۲۶٫
ای داوود! ما تو را خلیفه و(نماینده خود) در زمین قرار دادیم.
آیه شریفه (إِنِّی جاعِلٌ فِی الأْرْضِ خَلِیفَه)، دلیل در منصوب بودن امام و خلیفه:
ابو عبد الله قرطبی تفسیر پرداز شهیر اهل سنت، در تفسیر آیه ۳۰ از سوره مبارکه بقره (قضیه حضرت آدم علیه السلام) این آیه شریفه را اصل در منصوب بودن امام و خلیفه دانسته و گفته است:
هذه الآیه أصل فی نصب إمام وخلیفه یسمع له ویطاع لتجتمع به الکلمه وتنفذ به أحکام الخلیفه ولا خلاف فی وجوب ذلک بین الأمه ولا بین الأئمه… .
«این آیه اصل است در منصوب بودن امام و خلیفه ای که کلام او شنیده می شود و اطاعت می شود برای این که وحدت کلمه ایجاد شود ودستورات خلیفه تنفیذ (استوار و ثابت شود) و هیچ اختلافی در واجب بودن امامت در بین امت اسلام و پیشوایان اسلام نیست.»
الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج ۱، ص ۲۶۴، ناشر: دار الشعب – القاهره.
و سپس این آیات شریفه را دلیل بر واجب بودن نصب امام و خلیفه می آورند:
ودلیلنا قول الله تعالی : «إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَْرْضِ خَلِیفَه» وقوله تعالی : «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ» أی یجعل منهم خلفاء إلی غیر ذلک من الآی.
دلیل ما بر این مطلب این گفته خداوند است که ««من در روی زمین، جانشینی [ نماینده ای ] قرار خواهم داد» و این گفته خداوند : ««ای داوود! ما تو را خلیفه و(نماینده خود) در زمین قرار دادیم.» و همچنین این سخن خداوند : « «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد» « یعنی از بین آنها افراد (ازکسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند) خلفایی منصوب می کند.» و آیات دیگر …
الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج ۱،

✍️

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟ قسمت چهارم

تا آنجایی که قرطبی امامت را رکنی از ارکان دین دانسته است:
فدل علی وجوبها وأنها رکن من أرکان الدین الذی به قوام المسلمین.
پس دلالت می کند بر وجوب امامت؛ این که آن؛ رکنی ( پایه ای) از ارکان دین است که به آن پایداری و بقاء مسلمانان وابسته است.
الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج ۱، ص ۲۶۵، ناشر: دار الشعب – القاهره.
و خداوند در در رابطه با رسالت حضرت إبراهیم می فرماید:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَإِبْراهیمَ وَجَعَلْنا فی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتاب . الحدید/ ۲۶٫
ما نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوّت و کتاب قرار دادیم؛ بعضی از آنها هدایت یافته اند و بسیاری از آنها گنهکارند.
همچنانکه در رابطه با منصب امامتش نیز می فرماید:
إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین . البقره/۱۲۴٫
(به خاطر آورید) هنگامی که به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من(نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)».
حضرت موسی از خداوند می خواهد که جانشین بعد از او را معین نماید:
وَاجْعَلْ لی وَزیراً مِنْ أَهْلی . طه/ ۲۹٫
و وزیری از خاندانم برای من قرار ده.
خداوند نیز در پاسخ دعای حضرت موسی می فرماید:
قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَامُوسی . طه/ ۳۶٫
ای موسی! آنچه را خواستی به تو داده شد.
خداوندی که در باره انبیاء بنی اسرائیل می گوید:
لَقَدْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمْ رُسلاً. المائده/ ۷۲٫
ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آنها فرستادیم.
در رابطه با پیشوایان بنی اسرائیل نیز می فرماید: از میان ملت بنی اسرائیل، افرادی را بعنوان رهبر وپیشوا فرستادیم.
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا . السجده/۲۴٫
و از آنان امامانی قرار دادیم که به فرمان ما(مردم را) هدایت می کردند.
پس در تمامی این آیات، خداوند انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است همانطوری که انتخاب و اعزام انبیاء را به خود نسبت داده است.

✍️

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟ قسمت پنجم

تعیین خلیفه در سنت پیامبر صلی الله علیه وآله:

در سنت پیامبر صلی الله علیه وآله نیز مانند قرآن مجید ، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خداوند متعال نسبت داده شده است.
تعیین خلیفه به دست خدا است:
علمای بزرگی از اهل سنت؛ مانند ابن هشام و ابن کثیر و ابن حبّان و دیگران نقل کرده اند که در هنگام دعوت قبائل عرب به سوی اسلام، بعضی از شخصیت های بزرگ قبایل؛ مانند بنی عامر بن صعصعه، به رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله گفتند: اگر ما تو را یاری کنیم و کار تو بالا بگیرد، ریاست و جانشینی بعد از تو، به عهده ما خواهد بود؟
أیکون لنا الأمر من بعدک؟.
آیا بعد ازتو حکومت برای ما خواهد بود؟
حضرت پاسخ دادند: تعیین رهبری به دست من نیست؛ بلکه به دست خدا است و هر کس را که بخواهد، انتخاب خواهد کرد، در اینجا عنوان نمونه، چند مورد از کلمات شریف آن حضرت در این زمینه آورده می شود:
۱٫ الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء
عن الزهری أنه أتی بنی عامر بن صعصعه فدعاهم إلی الله عز وجل وعرض علیهم نفسه فقال رجل منهم یقال له بیحره بن فراس قال ابن هشام فراس بن عبدالله بن سلمه الخیر بن قشیر بن کعب ابن ربیعه بن عامر بن صعصعه:
والله لو أنی أخذت هذا الفتی من قریش لأکلت به العرب ثم قال أرأیت إن نحن بایعناک علی أمرک ثم أظهرک الله علی من خالفک أیکون لنا الأمر من بعدک. قال: الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء.
از زهری روایت است که حضرت رسول صلی الله علیه الله علیه واله به میان قبیله بنی عامر ین صعصعه آمد و آنها را به خداوند متعال دعوت کرد؛ مردی از آن قبیله که به او « بیحره بن فراس» گفته می شد، … گفت: اگر ما با تو بیعت کردبم و خداوند تو را بر مخالفین پیروز گردانید آیا حکومت بعد از تو برای ما خواهد بود؟ پیامبر صلی الله علیه واله فرمود : أمر حکومت با خداوند است هر جا که یخواهد آن را قرار می دهد..
ابن هشام، عبد الملک بن هشام بن أیوب الحمیری أبو محمد، (متوفای۲۱۸هـ)، السیره النبویه، ج۲، ص۲۷۲، تحقیق : طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعهالأولی ، ۱۴۱۱ هـ ؛
الطبری، محمد بن جریر أبو جعفر (متوفای۳۱۰)، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری) ، ج ۲، ص ۸۴، تحقیق و مراجعه وتصحیح وضبط : نخبه من العلماء الأجلاء، ناشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت – لبنان، الطبعهالرابعه، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م ،توضیحات : قوبلت هذه الطبعه علی النسخه المطبوعه بمطبعه «بریل»بمدینه لندن فی سنه ۱۸۷۹ م؛
التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم(متوفای۳۵۴ هـ)، الثقات، ج ۱، ص۸۹ ـ ۹۰، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعهالأولی، ۱۳۹۵هـ – ۱۹۷۵م؛
عز الدین بن الأثیر، علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی أبو الحسن(متوفای۶۳۰هـ)، الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۶۰۹، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۵هـ ؛
الکلاعی الأندلسی، سلیمان بن موسی ابوالربیع (متوفای۶۳۴هـ)، الإکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله والثلاثه الخلفاء، ج ۱، ص ۳۰۴، تحقیق د. محمد کمال الدین عز الدین علی، ناشر: عالم الکتب – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۷هـ ؛
النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای۷۳۳هـ)، نهایه الأرب فی فنون الأدب، ج ۱۶، ص ۲۱۵، تحقیق مفید قمحیه وجماعه، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعهالأولی، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۴م؛
الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۱، ص ۲۸۶، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م؛
ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه ج ۳ ، ص ۱۳۹، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت؛
الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای۱۰۴۴هـ)، السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، ج ۲، ص ۱۵۴،

✍️

ولایت انتخاب یا انتصاب ؟ قسمت ششم

۲٫ الملک لله یجعله حیث یشاء
همچنین بسیاری از بزرگان اهل سنت همین روایت را از ابن عباس نقل کرده اند:
عن ابن عباس، عن العباس قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه وسلم: «لا أری لی عندک ولا عند أخیک منعه، فهل أنت مخرجی إلی السوق غدا حتی نقر فی منازل قبائل الناس» وکانت مجمع العرب. قال: فقلت: هذه کنده ولفها، وهی أفضل من یحج البیت من الیمن، وهذه منازل بکر بن وائل، وهذه منازل بنی عامر بن صعصعه، فاختر لنفسک. قال: فبدأ بکنده فأتاهم فقال: ممن القوم ؟ قالوا: من أهل الیمن.قال: من أی الیمن ؟ قالوا: من کنده قال: من أی کنده ؟ قالوا: من بنی عمرو بن معاویه.
قال: فهل لکم إلی خیر ؟ قالوا: وما هو ؟ قال: ” تشهدون أن لا إله إلا الله وتقیمون الصلاه وتؤمنون بما جاء من عند الله “.
قال عبدالله بن الاجلح: وحدثنی أبی عن أشیاخ قومه، أن کنده قالت له: إن ظفرت تجعل لنا الملک من بعدک ؟ فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: « إن الملک لله یجعله حیث یشاء». فقالوا: لا حاجه لنا فیما جئتنا به.
ابن عباس از پدرش عباس نقل می کند که گفت: پیامبر صلی الله علیه واله فرمودند: له علیه واله گفتم: قبیله کنده ومنازل بکر بن وائل و.منازل بنی عامر بن صعصعه می باشد، هر کدام را که می خواهی انتخاب کن، عباس گفت: آن حضرت از قبیله کنده شروع کرد و به سراغ آنها رفت و فرمود : چه کسانی هستند این جمعیت؟ گفتند: از اهل یمن، فرمود : از کدام تیره یمن؟ گفتند: از بنی عمرو بن معاویه؛ فرمود: آیا خواهان خیر هستید؟ گفتند: چیست آن؟ فرمود: ابنکه شهادت بدهید که خدایی جز خدای یگانه نیست و نماز را بپا دارید و ایمان بیاورید به آنچه که از طرف خداوند آمده است، عبدالله بن اجلح گفت: پدرم از پیرمردان قبیله خود حدیث کرد که، قبیله کنده به آن حضرت گفتند: اگر پیروز شدی آیا ملک و حکومت را برای ما قرار می دهی؟: پیامبر صلی الله علیه واله فرمودند:
ملک و حکومت فقط برای خداوند است هر جا که بخواهد آن را قرار می دهد.
ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، السیره النبویه، ج۲، ص۱۸۹٫ طبق برنامه الجامع الکبیر؛
ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۳، ص۱، ناشر:

✍️

ولایت انتخاب یا انتصاب قسمت هفتم

۳٫ إنما ذلک إلی الله عز وجل یجعله حیث یشاء
و نیز بسیاری از بزرگان اهل سنت همین داستان را در باره عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه نیز نقل کرده اند که آن ها نیز همین درخواست را داشتند و رسول خدا صلی الله علیه وآله همان جواب را داده است:
عن ابن عباس رضی الله عنهما قال أقبل عامر بن الطفیل وأربد بن ربیعه وهما عامریان یریدان رسول الله وهو جالس فی المسجد فی نفر من أصحابه فدخلا المسجد فاستشرف الناس لجمال عامر وکان أعور وکان من أجل الناس فقال رجل یا رسول الله هذا عامر بن الطفیل قد أقبل نحوک فقال: دعه فإن یرد الله به خیرا بهذه فأقبل حتی قام علیه فقال یا محمد مالی إن أسلمت قال لک ما للمسلمین وعلیک ما علی المسلمین قال تجعل لی الأمر بعدک قال لیس ذلک إلی إنما ذلک إلی الله عز وجل یجعله حیث یشاء.
از ابن عباس روایت است که گفته است: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه که هر دو عامری (از قبیله بنی عامر) بودند به طرف رسول اکرم صلی الله علیه واله آمدند و آن حضرت در مسجد نشسته بودند، پس داخل مسجد شدند، مردی گفت که ای رسول خدا عامر بن طفیل به سوی شما آمدند، آن حضرت فرمودند: رهایش کن اگر خداوند به واسطه او خیری را خواسته باشد با این آمدن او خواهد بود پس عامر بن طفیل نزدیک آمد تا اینکه د ر مقابل آن حضرت ایستاد و گفت: ای محمد }صلی الله علیه واله{ چه جیزی برای من خواهد بود اگر اسلام بیاورم، نبی مکرم اسلام فرمود: به نفع و ضرر تو همان چیزی خواهد بود که به نفع و ضرر مسلمانان است، عامر گفت: حکومت را بعد از خودت برای من قرار بده، آن حضرت فرمودند: این امر مربوط به من نیست وبا خداوند عز وجل است که هر جا که بخواهد آن را قرار می دهد.
البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای۵۱۶ هـ )،تفسیر البغوی، ج ۳، ص ۱۰، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفه – بیروت؛
الثعلبی ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای۴۲۷هـ) الکشف والبیان، ج ۵، ص۲۷۶، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعه وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۲هـ-۲۰؛۲م؛
القرطبی، محمد بن أحمد الأنصاری أبو عبد الله، الجامع لأحکام القرآن ( تفسیر القرطبی) (متوفای ۶۷۱ هـ )، ج ۹، ص ۲۹۷، ناشر : دار الشعب – القاهره.
البغدادی الشهیر بالخازن، علاء الدین علی بن محمد بن إبراهیم (متوفای۷۲۵هـ )، تفسیر الخازن المسمی لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج ۴ ص ۸ ، ناشر: دار الفکر – بیروت / لبنان – ۱۳۹۹هـ ـ ۱۹۷۹م؛
النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای۷۳۳هـ)، نهایه الأرب فی فنون الأدب، ج ۳ ص ۳۷، تحقیق مفید قمحیه وجماعه، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعهالأولی، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۴م؛
المیدانی، أحمد بن محمد النیسابوری أبو الفضلل، (متوفای۵۱۸هـ )، مجمع الأمثال ج ۲ ص ۵۷ ، تحقیق : محمد محیی الدین عبد الحمید ناشر : دار المعرفه – بیروت؛
الزیلعی، عبدالله بن یوسف ابومحمد الحنفی (متوفای۷۶۲هـ)، تخریج الأحادیث والآثار الواقعه فی تفسیر الکشاف للزمخشری، ج ۲ ص ۱۸۹، تحقیق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ناشر: دار ابن خزیمه – الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ ؛
الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای۱۰۴۴هـ)، السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، ج ۳ ، ص ۲۴۶،ناشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۰؛
الواحدی، أبی الحسن علی بن أحمد، أسباب نزول الآیات، ناشر: مؤسسه الحلبی وشرکاه للنشر والتوزیع –

✍️
ولایت انتخاب یا انتصاب ؟ قسمت هشتم

بررسی تحلیل خطبه:

آیا عدم پذیرش خلافت توسط امیر المؤمنین علیه السلام نوعی فرار از مسؤلیت نمی باشد؟
عدم پذیرش خلافت توسط امیرالمؤمنین علیه السلام در ابتدای خلافت

یکی از شبهات اساسی که وهابیت بر این خطبه نموده اند این است که چرا امام علیه السلام در ابتدای خلافت ظاهری خودشان از پذیرش خلافت امتناع فرمودند؟ با این که امامت را امری انتصابی می دانید و نپذیرفتن آن مخالفت با دستور خداوند محسوب می شود.
پاسخ :

تحولات نادرست دوران خلفا یکی از علتهای نپذیرفتن خلافت:
این جملات حضرت در واقع کنایه به کسانی است که قبل از آنکه به سراغ حضرت بیایند ، سراغ سه خلیفه قبل رفته بودند !
در حقیقت حضرت می فرمایند شما که قبل از من به سراغ دیگران رفتید ، حال نیز به سراغ دیگران بروید ! چطور ، تا به حال که ممکن بود خلافت اسلامی به راحتی صورت گیرد و دین در جای خود مستقر شود به سراغ من نیامدید ؛ اما اکنون به سراغ من آمده و طالب خلافت من هستید !
اگر شبهه کننده تحولات نادرست دوران خلفای سه گانه را مطالعه می کرد هرگز این شبهه را نمی کرد و می دانست که نپذیرفتن خلافت در آن روز، دلیل بر این نیست که امامت آن حضرت ، منصوص نبوده است؛ بلکه بدین سبب است که شرایط دوران حکومت اسلامی زمان پیامبر صلی الله علیه وآله به کلی دگرگون شده بود و ظرفیت و آمادگی برای پذیرفتن روش علوی و عدالت او از بین رفته بود؛ چنان که در ادامه همین خطبه می فرماید:
فانا مستقبلون امراً له وجوه و ألوان.
این سخن را حضرت در زمانی فرمود که جامعه اسلامی با بحران هایی روبرو بود؛ تحولات و دگرگونی هایی که در دوران عثمان به وجود آمد امت را با دشواری های جدی روبرو کرد؛ لذا حضرت فرمود:
ما با ماجراهایی هستیم که چهره های گوناگونی دارد… بدانید اگر من درخواست شما را پذیرا باشم با شما آن گونه که خود می دانم رفتار خواهم کرد و به حرف ملامتگرها و این و آن گوش نمی دهم.
امام علیه السلام به خوبی می دانست که مردم مسلمان در زمان خلفا مخصوصا در زمان خلیفه سوم از اسلام راستین فاصله گرفته بودند. تقسیم دلخواه پستها و مناصب حکومت اسلامی و بذل و بخشش غیر عادلانه و طبق امیال شخصی بیت المال که در زمان خلیفه سوم به اوج خود رسیده بود، مردم را چنین عادت داده بود که اگر کسی می خواست سنت پیامبر را دقیقاً اجرا کند با مخالفت های شدیدی روبرو می شد و حوادث بعدی (مخالفت ناکثین و قاسطین و مارقین) هم درست بودن پیش بینی امام علیه السلام را کاملا اثبات کرد؛ لذا هنگامی که مردم می خواستند با آن حضرت بیعت کنند به عنوان اعلام خطر فرمود:
مرا رها کنید زیرا شما طاقت تحمل اجرای حق و عدالت مرا ندارید.
این فرمایش امام علیه السلام زمانی برای ما کاملا واضح می شود که موقعیت تاریخی آن زمان را به خوبی درک کنیم و بدانیم که بعد از قتل عثمان، کسانی از صحابه و تابعین که جهت بیعت با امام اجتماع کرده بودند، می کوشیدند نظیر بیعت با خلفای پیشین، با آن حضرت بیعت کنند، خلیفه در چنین جایگاهی، مشروعیّت خلافتش را از بیعت مردم می گیرد و این گونه خلافت، غیر از امامت الهی است که به واسطه تصریح پیامبر صلی الله علیه و اله در موارد متعدد (مثل «یوم الدار» و«غدیر خم» و…) بر امیر المؤمنین علی علیه السلام ثابت شده است؛ زیرا بیعت کنندگان در چنان شرایطی که پیش آمده بود فقط به فکر نصب خلیفه بودند، بدون اینکه توجهی به امامت مورد نصّ الهی برای امام علی داشته باشند و حضرت بخواهد خود را از قبول آن کنار بکشد و یا در قبول کردن و یا قبول نکردن آن خود را با اختیار ببیند .
جامعه پس از حکومت خلفای سه گانه آمادگی چنین روشی را نداشتند. همچنانکه مردم شهر مکه هم سیزده سال قبل از هجرت پیامبرصلی الله علیه واله، آمادگی حکومت اسلامی را نداشتند، به طوری که پیامبر صلی الله علیه و آله در شهر مکه حکومت اسلامی را تشکیل ندادند.
//

طرح شبهه ولایت انتخابی یا انتصابی

جستجو کنید

تببین نهضت نهج البلاغه خوانی

Why Should We Read Nahj al-Balagha? – Part 3

Why Should We Read Nahj al-Balagha? – Part 3   + download   Why Should We …

تببین نهضت نهج البلاغه خوانی

Why Should We Read Nahj al-Balagha? – Part 2

Why Should We Read Nahj al-Balagha? – Part ۲   + download   Why Should We Read …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *