سرآغاز > آثار > سخنرانی ها > برائت از دشمن راه تبدیل محبت به اطاعت

برائت از دشمن راه تبدیل محبت به اطاعت

بسم الله الرحمن الرحیم

دشمن ستیزی (برائت) راه تبدیل محبت به اطاعت

اگر قرار باشد محبت نتیجه بدهد باید حتماٌ انسان را به اطاعت و تبعیت از ولی بکشاند والا محبتی که منجر به تبعیت و اطاعت نشود وبال میشود. انسانی که محبت خرده دارد ولی نتوانسته محبتش را غنی سازی کند و به حد اطاعت برساند اگرپای امتحانی قرار بگیرد که امر ولی او بر خلاف محبوبهای برترش است جنایاتی که او رقم میزند هیچ گبر و یهودی نمیتواند رقم بزند.

اگر انسان گرفتار این مسئله شد که در صحنه امتحان، باید روی خودش و محبوب هایی که در دلش قایم کرده است پا بگذارد و فقط بایستد و تلخی امر امام مسلمین را بپذیرد، اگر نتواند ازاین مرزعبورکند چنان جنایت پیشه می شود که تاریخ از او در تعجب خواهد بود.

برائت از دشمنان - سخنرانی حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع

نمونه اش در زیارت عاشورا امده است:

” مصیبه ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السماوات و الارض…

مردم کوفه همین فردا چنان مصیبتی را رقم میزنند که نه در زمین و آسمان و نه در اسلام و نه در قبل از ۶۱ هجری و نه بعد از آن تا قیامت مصیبتی به این عظمت پیدا نمیکنید.به دست چه کسانی؟ امت رسول الله …کدامشان؟ بخشی که دوستدار امیرالمومنین علی علیه السلام بودند.

دلیل این موضوع چیست؟ چه شده که در روز عاشورا مردم جنایتکار شده اند؟ به دختر بچه رحم نمی کنند، به پیر مرد رحم نمی کنند، به شش ماهه رحم نمی کنند،به بچه یتیم رحم نمی کنند،به پسر پیغمبر رحم نمی کنند، به خیمه هاش رحم نمی کنند،تمام احتمالاتی که بشریت میتوانست بدهد که دیگر اینجا می ایستند، این ها رد شدند. هیچ حد قفی ندارند، چرا که افتاده اند به سرازیری که نمیتوانند بپذیرند یک کسی حتی امام مسلمین روی میلشان پا بگذارد.این ها چنان جری می شوند که فردا خواهیم دید چه مصیبت بزرگی را رقم میزنند. زیارت عاشورا دلیلش را به خوبی برای ما بیان می کند.

در زیارت عاشورا میخوانیم:

” فاسئل الله الذی اکرمنی به معرفتکم و معرفت اولیائکم….

اولا امام شناسی یک تکریم و اکرام ویژه ای دارد. از خدایی که مرا گرامی داشته است مورد کرم و اکرام خودش قرار داده است که شما ها رو بشناسم یک خواهش هایی دارم.

پس اولا امام شناس شدن مقامی ست و هر کسی که کنار امام است لزوما امام شناس نیست همانطور که تعداد زیادی پیش پیامبر بودند اما پیغمبر شناس نبودند . این اول و بعد می گوید: این کافی نیست، سر این چند شبی که عرض میکردیم چرا محبت است ولی دوستانشون به جهنم میروند اینجاست :

“رزقنی البرائه من اعدائکم….

اینکه من علی علیه السلام را دوست دارم کافی نیست من باید در مقابلش از دشمنان علی علیه السلام برائت بجویم. برائت غیر از لعن است.برائت یعنی کاملا خطم را از آنها جدا کنم، کاملا. نمیتوانم هم سر سفره علی بن ابی طالب بنشینم هم سر سفره دشمنان او، هم نمیتوانم با علی بن ابی طالب بخندم و هم با دشمنان علی بن ابی طالب. برائت آن نقطه اعتقادی مرزی است که بین ما و دشمن خدا باید کشیده شود.

اصلا سوره توبه با چه چیزی شروع میشود:” بَرَاءَهٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

خدا برائت میجوید تو چگونه میخواهی از دشمنان خدابرائت نجویی؟

برائت یعنی چی؟

برائت یعنی به واسطه این که خطم را مشخص کردم..خط انقلاب، خط ولایت فقیه، خط امیرالمومنین  خط سیدالشهداست

این انتخاب خط اگر برمبنا بوده خود به خود باید خطوط دیگر را نفی کند. خدا قبول نمیکند کسی بگوید من بنده تو هستم مگر اینکه قبلش بگوید “لا اله الا الله” هیچ معبودی را قبول ندارم، هیچ معبودی.

اول نفی غیر باید بکنید تا این” الا الله “ ارزش داشته باشد. اول باید از هر چه معبود غیر خداست برائت بجویید آن هم نه با زبان بلکه با قلب. به ” لا اله الا الله “ معتقد باشید دراین عالم هیچ موثری جز خدا نیست. پس تو حق نداری معبودی غیر از خدا داشته باشی. حالا این” الا الله” ارزش دارد.

در این زیارت عاشورا داریم:

“رزقنی البرائه من اعدائکم…”

من بر خلاف ۹۹ درصد کسانی که علی علی میکردند همانجور که علی بن ابی طالب را معرفت داشتم و محبتش آمدT برائت از دشمنانش را هم داشتم; یعنی هر جا خط روشن میشد به یک سر سوزنی حاضر نبودم برای دشمن علی علیه السلام جا باز کنم.به هیچ وجه.

ازهمین جا ضربه میخوریم همیشه … چرا؟ چون دوستش دارند خیلی شیرین و لطیف و خوشگل است هیچ نقطه زبری ندارد هیچ تلخی و سنگینی در آن نیست ، دوستش دارند. اما اگر گفتند اصلا محبت در ذاتش بغض خوابیده من نمیخواهم زیر بار بروم .

هر سال می نشینند قلم فرسایی می کنند که آقا این قسمت های سلام زیارت عاشورا را این را حفظ کنند و این قسمت های تندش را حذف کنند علما. یه زیارت عاشورای جدید بنویسیید که در آن اینقدردشمنی و … نباشد. این منطق هر سال تکرار میشود!!! در دوران اضلاحات شهردار خیلی قدیمی شما که شد شهردار ما در تهران در روز اول محرم در روزنامه ای که با پول بیت المال چاپ می شد سر مقاله زد که علما باید بنشینند یک زیارت عاشورای جدید بنویسند اینها چیست؟ همه ا ش دشمن، دشمن، دشمن می کند.  در همان سال روزنامه ایران که مال دولت است یک روحانی  خائنی را اوردند به اسم کارشناس دینی ( که من از اول طلبگی می شناسمش) نشست خزئبلاتی را به هم وصل کرد و نوشت : خب چرا مردم کوفه حسین ین علی را کشتند؟ چون پدر حسین علیه السلام،_علی بن ابی طالب_ آدم خشونت طلبی بود توی جنگ های صدر اسلام از یکی دایی کشته بود، ازیکی بابا کشته بود، از یکی عمو کشته بود از یکی بچه کشته بود، از یکی شوهر کشته بود اینا خون خون میآورد …جمع شد جمع شد ریختند بچه اش را کشتند. پس اینقدر دشمن دشمن تو جامعه اسلامی نکنید. _خب البته الان میتوانید بروید تو اینترنت جستجو کنید این آقا خیلی راحت پیداش کنید در آمریکاست ولباس روحانیتش رو هم درآورده دم اسبی موهاشو میبنده و ریش هاش رو هم زده، گر و گر هم میاد تو تلویزیون به عنوان کارشناس مذهبی طلبه قم بود _

چرا؟ چون این ها میگفتند محبت بدون برائت ، خود آقای خاتمی در جلسه اول عمومی خودش که مردم بودند گفت من دلم نمیخواهد در جلسه من حرف از مرگ شود_ چون مرگ بر آمریکا میگفتند_ گفت یک جوری میشوم، تو جلسه من حرف از مرگ نباشد

نمیشود که خدا در قرآن مرگ مرگ گفته است:

…. قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ …        …بگو به خشم خود بمیرید…                               آیه ۱۱۹ سوره آل عمران

 

به دشمنان خدا بروید بگویید ازعصبانیت بمیرید.آن را هم برویم حذف کینم؟ بعد کم کم “لا اله الا الله” را هم باید عوض کنیم باید برویم بگوییم: خدا خوب است .. بابا آب داد .. خدا خوب است …نگوئید: “لا اله “

خدا خودش میگوید:

“رزقنی البرائه من اعدائکم…. “ برائت را رزق میداند. اگر سر سوزنی احساس کردید با لبخند و قدم زدن و شوخی کردن بادشمن میتوانید کارتان را جلو ببرید یقینا بدانید کارتان به سقوط میکشد.

 چرا اینجوری میگویید؟ یعنی خدا نمیدانست میتوانیم با دشمن کنار بیاییم؟ پس چرا گفته پیامبر و یا رانش اینگونه هستند.

 

…اشدا علی الکفار رحماء بینهم…   … در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند…               آیه ۲۹ سوره فتح

 

پیامبر و یارانش اینجوری اند. وقتی در داخل کشورهستند میخندند، حرف منتقدین را تحمل میکنند، حرف منتقدین را گوش میدهند. استقبال می کنند، در داخل با مهربانی هستند. بیرون که می روند اینقد عصبانی و غضبناک و شدید برخورد می کنند که طرف نتواند  طمع کند.

این منطق دیپلماسی اسلام است یا نیست؟ یا انتظار دارید ما قرآن را هم تغییر بدهیم؟“اشدا علی الکفار رحماء بینهم”

چقدر ما آیه در قرآن داریم:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاری‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ
ای کسانی که ایمان آورده اید ، یهود و نصارا را یاوران و دوستان خود مگیرید ، آنها دوستان و یاوران یکدیگرند ، و هر کس از شما آنها را دوست و یاور خود گیرد از آنها خواهد بود ( و ستمکار است و ) بی تردید خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.                                                                                                                          آیه ۵۱ سوره مائده

 

با یهود و نصارا دست برادری ندهید. این کمرنگ کردن برائت از دشمن بحث امروز نیست. راهبرد دشمن اسلام در طول تاریخ این است. میخواهد امیرالمومنین فروغش پایین بیاید، بغض معاویه را کم کند. نمیتوانند بگویند علی را دوست نداشته باشید. مگر می شود؟ اما اگر برائت از معاویه رفت، کم کم محبت علی علیه السلام از بین میرود. نه اینکه از بین میرود تمام می شود. خیر، محبت دنیا که جایش را گرفت، حالا حضرت علی علیه السلام از لحاظ سیاسی می شود آدم ناکارآمد_ فکر نکنید اینها چیزهای جدید است.اگر گذاشته بودند مردم ما نهج البلاغه بخوانند و نهج البلاغه را در اتاق و کلاس های خودشان حبس نمی کردند این گونه نمیشد_ می دیدند که دستگاه فرهنگی و جنگ روانی معاویه چنان قشنگ کار کرده که دوستان امیرالمومنین در چشمش زل میزدند و میگفتند علی جان ببخشید، یک وقتی ناراحت نشوید، ولی سیاست بلد نیستی، برو از معاویه یاد بگیر، تو سیاست بلد نیستی.

خب ما سیاست بلد نیستیم. چه جوری باید باشد.هیچی دیگر، ببین! در داستان صفین بلد نیستی، اینجا که جای جنگ و دعوا نیست اینجا که جای شعار انقلابی دادن نیست ما به راحتی می توانیم با یک توافق مسئله را حل کنیم. شد حکمیت. یعنی آقایان در کنار امام جامعه شان احساس کردند فهمشان بهتر است. حالا درست است که  قران گفته، ولی نه! امروز اوضاع فرق میکند، ما یک روشی بلدیم که میتوانیم برویم در دل معاویه و بیاییم یه بازی برد برد درست می کنیم ، کار جمع میشود. نمیخواهیم به خون و خونریزی کشیده شود تا کی میخواهیم با شعارهای انقلابی کشور را دچار مشکلات و در تحریم نگه دارید. تحریمی که میخواستند در حکمیت بردارند میدانید کی برداشته شد؟ فردا وقتی امام حسین علیه السلام را زیر سم اسبانشان له کردند، تحریم آب را برداشتند. حالا دیگر فایده داشت؟ گفتند حکمیت، امیرالمومنین هرچقدر تلاش کرد به اینها حالی کند که اینها به طرف مقابل دروغ میگویند، اینها یک ذره صداقت در وجودشان نیست. نیرنگ میزنند آن هم با ابزاری که شما را فریب می دهد. قرآن سر نیزه بردند شما جا زدید، امروز هم می آیند می گویند: ملت ایران لیاقتشان بیشتر از این هاست زیر فشار تحریم دارند نابود میشوند. اگر دست از انرژی هسته ای بردارند، ما باید کمک کنیم ایران را آباد کنیم. ما هم آب از دهانمان آویزان میشود که بابا اینها خودشان آمده اند میگویند کمکتان می کنیم، یک کمی کوتاه بیایم مسئله حل میشود دیگر….حل میشود.

رزق برائت را باید چه کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در دیدار چند ماه پیششان که تلویزیون پخش کرد وقتی که تحلیل کردند مسئله ای و چند بار از مردم شعار مرگ بر آمریکا گرفتند فرمودند: بعضی ها به من فشار می آورند که اینقدر دشمن دشمن نکن…مگر آمریکا دشمن نیست. برای چه باید فشار بیاروید دشمن دشمن نکنم… ببینید نمی آیند ضد ولایت فقیه، ضد شعارها و ارزشهای شهدا و جانبازان و انقلاب و امام حرف بزنند، چون الان وقتش نیست. الان میایند میگویند آقا ول کنید دیگر، اینقدر دشمن دشمن برای چه می کنید؟ اینجوری که نمیشود ما میخواهیم برویم پای مذاکره میگویند آمدید مذاکره کنید تو کشورتان همه دارند به ما فحش و لعنت می دهند. اینجوری که نمیشود که کوتاه بیاید، روز اولی که این شجره ملعون خبیثه سعودی، یمن را زیر فشار گذاشت یک جمع از بچه های خوب کارشناس جنگی نیروی دریایی پاشدند با یک شناور معمولی رفتند یمن، حدود ۳۰۰ نفرآدم، یک تعداد از بچه های جنگ را بردند گفتند این ها قوی هستند با تجربه اند اتفاقی هم بیفتد این ها نمیترسند، یک تعدادی هم از این جوان های جدید که استخدام نیروی دریایی شده بودند را برداشتند بردند. گفتند ازآبهای ایران که خارج شدیم تهدیدهای آمریکا شروع شد. پیغام که کجا میروید؟ گفتیم میرویم یمن، گفتند: باید برگردید، گفتیم: برنمیگردیم، هی دور ما میچرخیدیدند، هی نزدیک می شدند، هی میرفتند، دیگر آنجا ما با هم دست دادیم گفتیم بچه ها اگه همه هم شهید شدیم بر نمیگردیم، میرویم تا یمن. ما یک شناور، آن ها با این امکانات ،هر چه تهدید کردند ما قبول نکردیم، گفتیم : ببینید قرار ما در داخل این بود اگر به ما آسیبی برسانید. تمام ناوهایتان را در خلیج فارس سپاه می زند. حواستان باشد، مجبور شدند ما را اسکورت کردند در یمن گذاشتند، رفتیم یمن. یمن مثل اول انقلاب ما بود که مردم ریختند در پادگان ها تفنگ ها را بلد نبودند باهاشون کار کنند. نمیدانستند چیکار کنند. این ملعون _رئیس جمهور یمن_ که میخواست برود آدمهایش را برداشته بود برده بود. مردم ریختند،  گفت: وایسادیم آنجا سلاحایشان را شناسایی کردیم _چی دارند، چه جورین._ .شروع کردیم، به آموزش دادن. به آمریکا اینجا زور آمده، که چرا اینها دارند یمن میروند، خوب داریم میرویم از مظلوم دفاع کنیم، در قانون اساسی ماست، در قانون شرف ماست. امیرالمومنین علی علیه السلام در وصیت نامه ش به امام حسن وامام حسین  علیه السلام می فرمایند:

“کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛                                            دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید”

 

خب ما پا شدیم رفتیم…آمریکا آمده جلو، شاخ و شونه کشیده، بریده …دیدند نمیتوانند کاری بکند. ما گفتیم اگر به ما آسیبی برسد سپاه آماده است تمام تجهیزاتتان را در تنگه هرمز و خلیج فارس زیرآب بکشد. هیچی دیگه! فقط ما را اسکورت کرد، گذاشت آنطرف آب، رفتیم دو روز، سه روز، هشت روز. از داخل کشور فشار که شما بیجا کردید رفتید، ما گفتیم: به شما چه؟ ما فرماندهمان سپاه است. گفتند: نخیر باید برگردید چرا؟ چون ما میرویم مذاکره کنیم اینها برا ما مشکل میشود.  میگویند این چه جور مذاکره ای است که رفتید دارید در امور داخلی دیگران دخالت می کنید. تحت فشار گفتیم: نه نه . آخر کاری کردند که از بالاتر گفتند برگردید، چه میشود کرد، برگردید، برگشتیم.

برائت از دشمن شرط نتیجه بخش شدن محبت ولی خداست. میشود امام حسین علیه السلام را دوست داشت و عمر سعد و ابن زیاد و اینها را باهاشان خطت را جدا نکنی..نمی یشود آقاجان. باید خطت را در این صحنه زود جمع کنی. خودی، غیر خودی. والا خطها به هم قاطی بشوند خدا این ها را به هم بریزه یک وقتی به خودت میایی می بینی ای خدااا!!! امام حسین علیه السلام سرش بالای نیزه است. تازه از خواب پاشدی داری قیام میکنی…قیام تو دیگر به چه درد امام حسین علیه السلام میخورد؟ آن موقع که دائم به شما گفتند خطتان را از بیگانه جدا کنید، جدا نکردید; گفتید: محبت داریم، ولی دشمن دشمن نمی کنیم. این روزش رو هم باید می دیدید که جز ندامت هیچی نمی آید. حضرت در حکمیت فرمود: اینا دارند یک حربه و راهبردی را به کار میبرند که ظاهره رحمه ولی باطنه عدوان..ظاهرش رحمت است_ آب شیرین ما به برجام بسته است فلان میشه بیسار میشه، آباد میشه، بیسار میشه_ولی باطنش دشمنی است، دروغ میگویند. رهبر انقلاب همین حرف را به زبان امروز فرمودند: آمریکا پنجه فولادین رو پشت دستکش مخملین قایم کرده  است که بیاد جلو بزند، فریب نخورید. ظاهره رحمه ولی باطنه عدوان.

یک مقدار ما ساده لوحی کردیم، برائت از دشمن را کوتاه آمدیم، داریم میخوریم .چی شده؟  فردا اهل کوفه دیگر به ناچاری افتادند باید بکشند.حالا که همه دارند میبرند چرا ما نبریم؟

خداوند در قران میفرماید: اگربه یاد خدا بی اعتنایی کردی من بهت مهلت میدهم با تفکر خودت میروی جلو ببینی من بنده خوبی هستم، حالا یک کم زندگی مشکل دارد، دارم یه کم کج است، نه یه کمی بروم،بعد بر میگردم. (خداوند میگوید: )منم بهت فرصت میدهم میری جلو میری جلو میندازمت در یک چاله ای که دیگر نمیتوانی در بیای.

“وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا …” و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت                                                                آیه ۱۲۴ سوره طه

 

حالا کسی گفت این بحث های دینی اینجا جواب نمیدهد، می اندازمش در یک هچلی که زندگیش مچاله شود، یعنی از هر طرف برود دیگر نمیشه کاری کرد. اضطرار و بیچارگی برایت می آورد، دیگر مجبوری کاری را بکنی که حتی چند روز بعد در شام یزید ملعون خبیث سگ باز وقتی توضیح دادند چه جوری در کربلا حسین فاطمه را کشتید؟ گفت: خدا لعنت کند ابن زیاد را، من کی گفتم این جور جنایت کنید؟ وقتی افتادی تو ناچاری مجبوری همینجوری بری جلو.همینجوری بری جلو علیه امام حسین علیه السلام، نمیتونی برگردی،دیگه مگه میشود؟!! والا امام حسین و یارانش با ۲۰۰۰ نفر،۵۰۰۰ نفر میشود کارشان را تمام کرد، دیگراسب بدوانیم و سر ببریم و خیمه آتیش بزنیم و…، اینها دیگر کجای جنگ بود؟ دیگر نمیتوانی، چون خوش خدمتی به دشمن خواستی بکنی میترسی الان بغل دستیت جلوتر بره بعد اون ببره تو باید بری زودتر خوش خدمتی بکنی…سبقت میگرفتند در ضربه زدن به سیدالشهدا علیه السلام…که بعد خبرهایش برسد به شام که عمر سعد خیلی خوب ایستاده بود…شمرخیلی خوب ایستاده بود…که بروند آنجا بهشان بگویند اینها خوش خدمتی کردند…

خب ! برائت از دشمن برابر یکی از اسرار پنهان بی خاصیت شدن محبت اهل بیت و بعد وبال شدن محبت اهل بیت است. حالا شامیان رو یک جوری میشود بخشید بگوییم اینها از اول که اسلام آوردند معاویه پیغمبرشان بوده، اینقدر دروغ به اسم پیغمبر به خورد این ها داده است که نفرین علی علیه السلام را جز مستحباتشون میدانستند. کوفیان را چه جوری توجیه کنیم؟ اینها که دوستدار امیرالمومنین علی علیه السلام بودند، پس زیارت عاشورا میگوید: این دو تا باید کنار هم باشند اگر دیدید یک ادبیاتی در جامعه دارد یکی ازاینا ها را کمرنگ میکند بدانید دانسته یا ندانسته میخواهد آن موضوع اصلی را بزند. نمیخواهد مستقیم حمله کند به محبت علی بن ابی طالب، نمیخواهد مستقیم حمله کند به ارزش های امام (ره)، چون پدرش را مردم در می آورند. با پنبه سر میبرند اینها…. آقای سیروس ناصری در تلویزیون در داستان همین برجام می گوید: آقا …آمریکا دیگر آن آمریکای قدیم نیست…این قدر مرگ بر آمریکا نگویید …گرگ بود، الان دیگر دندان هایش ریخته…. بعد صبح روز بعد رهبر انقلاب سخنرانی می کنند: یک عده در این کشور میخواهند آمریکا را بزک کنند. چرا؟ چون این آقا که من اسم بردم _و میتوانید برید تو اینترنت تمام سوابقش رو ببینید_ جز باندی است به اسم باند نیویورکی ها، که از اول انقلاب به خاطر منافعی که در آمریکا داشتند رفتند، دیدند به !! اینجا چقدرمنافع هست. بهشان چربید. شدند تابعیت دوگانه ای. یعنی هم تابعیت آمریکایی، هم تابعیت ایرانی .چرا؟ چون خیلی منافع داره، بعد بروید تاریخ اینها را ببینید، در داستان جنگ اینها بودند که معامله کردند، قطعنامه پذیرفته بشود. در داستان هسته ای دور قبلی که اشتباها به تعلیق کشیده شد زیر نظر آقای روحانی ،اینها آمدند. اینها دراسناد است و آشکار…. محرمانه نیست. زمان شاه (انرژی هسته ای از زمان شاه شروع شد.) که اول راکتور تحقیقاتی تهران را راه انداختند، بعد آمدند در بوشهر نیروگاه را بزنند، خب ! اسرائیل ملعون خبیث شروع کرد سنگ انداختن_اینها را  خوب گوش بدهید_ بعضی ها که امروز با مغالطه شیطانی میگویند فقط اسرائیل است که مخالف برجام است که بعد بگویند حزب الله هم مثل اسرائیل است…بروند ببینند که زمان طاغوت، شاه با اسرائیل مخالفت میکرد سر این که میخواست انرژی هسته ای داشته باشد…چرا؟ چون میگفتند در خاورمیانه ما فقط باید داشته باشیم. فشار… جلسه..بکش ..ببر… شاه نانجیب مزدور خبیث آخر در جلسه گفت: به او گفته اند باید امضا کنی که NPT رو تا آخر قبول داری …گفت: به یک شرط …من این را ۲۵ ساله امضا میکنم اگر اسرائیل هم آمد زیر پوشش NPT (یعنی منع گسترش سلاح های هسته ای.) خب! من ۲۵ سال قول میدهم . اگر در این ۲۵ سال اسرائیل رو خلع سلاح کردید من هم دائمی امضا میکنم….ولی اگه آن ها این کاررا نکردند، چرا ما نداشته باشیم، اسرائیل داشته باشد. دور اولی که این آقایان _روحانی و…دور اول امنیت ملی _ رفتند مذاکرات کردند و به اشتباه دو سال ما را عقب انداختند، آقای سیروس ناصری دو باره سرو کله اش پیدا شد میاید در گروه هسته ای_ که دوباره الان آقای روحانی اورددش_غربی ها میگویند بدون این که ما فشار بیاوریم ایرانی ها خودشان داوطلب شدند که ما برای همیشه NPT رو پذیرفتیم . شخصیت ها را بروید ببینید این باند نیویورکی ها چه کسانی هستند؟ دوباره آمده اند. این ها منافعشان بیش از اینکه در کشور خودشان باشد دربیرون ازکشوراست و برای اینکه منافعشان در خطر است نمیتوانند اجازه بدهند بغض آمریکا ترویج بشود.

حالا حسین بن علی علیه السلام با یک همچین جامعه ای چیکار باید بکند ؟ چیکار بکند؟ دوستت داریم تا وقتی خرج نداشته باشی برای ما، اما اگر دیدیم خرج داری و روی آن محبوب هایی که دیشب عرض کردم پا میگذاری چاره ای نداریم، ما که نمیتوانیم از محبوب های اصلی مان_زندگی داریم…زن داریم… بچه داریم …باغ داریم..ویلا خریدیم…تجارت ..صنعت _ دست بکشیم. چنان با واهمه ای  کار کردند که خیال کردند تنها راه حفظ معیشتشان این است که بروند با امام حسین علیه السلام بجنگند.

 تنها راه نجات اقتصادی ما این است که انرژی هسته ای رو تعطیل کینم و الا حتی آب شیرین هم دیگر مردم نخواهند داشت. این توهم را در فکر مردم کردند. یعنی بزرگان و گرنه مردم که عوام بودند. بزرگان کوفه که طی این سالها خوردند و یواش یواش  عادت کردند این جور عبیدالله بن زیاد برایشان القا کرده که یک لشگری از شام مجهز شده است دارد می آید اگر نروید جلوی حسین بن علی بایستید میریزند تمام آنچه تا حالا جمع کردید نابود میشود، خودتان هم به اسارت میروید. دروغ هم بود. اصلا چنین لشگری آماده نشده بود،چرا ؟ چون حربه شیطان از روز اول توهم ترس است نه حقیقت ترس. مگر شیطان قدرتی دارد که میتواند ما را بترساند؟ آره دارد…پس تومشرکی… “لاحول و لا قوه الا بالله “ پس چی شده؟ “لااله الا الله” پس چی شد؟ شیطان قدرتی دارد که بتواند ما را نابود کند؟…خیلی غلط میکند…پس خدا چی میشود؟ اما چنان در واهمه جنابعالی تصرف میکند که توخیال میکنی دیگه همه چیز دارد از دست میرود، بعد که خیال کردی همه چیز از دست میرود، خودش یک پیشنهاد خیلی خوب میدهد، میگوید خب! دست از این بردارید همه چیز حل میشود. شما به امام حسین علیه السلام کمک نکنید، کاری به هیچی نداشته باشید. لذا خیلی از کوفیان نیامدند، ولی گفتند بگذارید ما برویم خانه و زندگیمان… لااقل آلوده جنگ نشویم…نیامدند…شما در زیارت وارث این ها را لعنت می کنید.

” ولعن الله امه سمعت بذلک فرضیت به” ساکتین جنگ کربلا  رو هم  لعنت می کنید …که یعنی چه ما میکشیم کنار …. مگر میشود در جنگ حق و باطل بکشید کنار…نه دیگر، این جنگ قدرت است، ما نمیخواهیم دستمان به خون حسین بن علی علیه السلام آغشته شود، ولی از آن طرف هم زندگی داریم، ولش کن. بازی قدرت و سیاست است و سیاست هم ربطی به دین ندارد و  یک عده را که اینجوری کشاند کنار، مخصوصا از سران اینا رو کشید کنار…با ترس…ترس کاملا توهمی یه عده را هم راه انداخت آورد کربلا.

آیا وافعا رزق ما دست آمریکاست؟ عزت ما دست ۵+۱ بود؟ امنیت ما را آمریکایی که دنیا را به آتش کشیده میخواست حفظ کند؟ چیکار کردند با ما که توهم کردیم که اینا اگه یه دکمه بزنند همه جا نابود می شود؟ چه جوری ساختند که ما توهم کردیم یک کدخدایی داریم  که خدای عالم است؟ چه جوری به این نتیجه رسیدیم  که همه چیزمان بند این توافق است؟ چرا؟ حالا شده دیگه؟ بعضی ها اینقدر نفهمند که متاسفانه میگویند آقا چی میگی رهبری هم قبول کرد!!! حکمیت راهم امیرالمونین قبول کرد.. دیوانه خیلی با رغبت و گل و بلبل قبول کرد؟ تاآخر دق کرد از دست این کار..ناگزیرش کردند…” لا امر لمن لا یطاع” ... دیگه! وقتی کسی حرف مرا گوش نمیدهد من چیکار میتوانم بکنم، من گفتم حکمیت را به هیچ وجه قبول نکنید. گفتید چرا؟ گفتم چون معاویه است…گفتند: خب باشد، قرآن را سر نیزه کرده است، یعنی مسلمان است دیگر…گفتم: آخر کی معاویه به قران عمل کرده که بار دومش باشد؟ گفتند: تو خیلی بدبینی! ۳۷ ساله با این تفکراتت داری پیش میری..خودش دارد میگوید دیگر، میاید قران را حکم میکند!!!!

 بابا این دارد دروغ میگوید قران را سرنیزه کرده که شمارا فریب بده…

آمریکا کجای عالم حقوق بشر را رعایت کرده که برای شما رعایت بکند؟ کدوم کشوری را اباد کرده است که شما دومیش باشید؟ حق کدوم کشوری را داده که مال شما را بدهد…آخر چرا؟ نه آقا …

اینها نهج البلاغه ست هر چه امیرالمومنین میگوید: نه…اینها دروغ است، بعد پشیمون میشوید .میگویند : نه تو سیاست بلد نیستی، ما خودمان خدای دیپلماسی هستیم. فوقش ما سه تا گل میزنیم دو تا میخوریم ولی کار را درست میکنیم_دقیقا برجامی که سر ما آمد نمیخواهم کسی را متهم کنم…تفکر را میگویم_ انها که به امیرالمومنین فشار آوردند که همه اشعث بن غیث نبودند. دوستان علی علیه السلام بودند فکر میکردند این مصلحت است.

امیرالمومنین اولین راهبردش این بود، مخالفت مطلق با حکمیت. دید اینها متوجه نیستند که معاویه چقدر دارد فریبشان می دهد خیال کردند میتوانند بروند کار را تمام کنند .مخالفت مشروط کرد….فرمود: لااقل صبر کنید ببینیم کی ازآن طرف می آید به عنوان داور…یه کسی همتراز او بفرستید. والا سرمون کلاه میرود…کی اومد؟ عمروعاص…پسر نابغه…که مغز منفصل معاویه است، شیطان را درس میداد. امیرالمومنین گفت: آقاجان!! عمرو عاص آمده… بگذارید عبدلله بن عباس را بفرستیم.. گفتند: نه عبدلله بن عباس به درد این کارها نمیخورد..آخر چرا؟ گفتند: این خیلی زیادی انقلابی است…بعد هم فامیل توست…اینها را معاویه نگفت، اینها را یاران امیرالمومنین گفتند… ما اینها را قبول نداریم…حضرت گفت: آقا این آدم مفسر قرآن است…فهمیده…ما اهل بیت را میشناسد…معاویه را هم میشناسد، بگذارید این بود بحث کنند. گفتند: نه اینها تندند نمیشود. حتی در بعضی جاها نقل کردند که حضرت گفتند: لااقل بگذارید مالک اشتر برود، گفتند او را که اصلا حرفش را نزن، او اصلا گره اخمش رو جلوی دشمن باز نمیکند. ما میخواهیم برویم کنار بیاییم .مالک اشتر که خیلی دوآتیشه ست، چه کسی را فرستادند؟ یک نادان، جاهل، دنیا طلب و پستی  را آن زمان نماینده شان کردند…”ابوموسی اشعری”

حضرت در نهج البلاغه میگویند: آخر چرا نفهمیدید این نفوذیه؟ گفتند: چرا؟ گفتند: ببینید از کوفه که راه افتادیم آمدید به جنگ، تو گوش شما زمزمه کرد که این جنگ درست نیست، زه کمانهایتان را پاره کنید، شمشیرهایتان را در نیام کنید که علی علیه السلام نتواند به شما بگوید بجنگید… اینها در نهج البلاغه است. علی علیه السلام میگویند: یعنی متوجه نشدید ابوموسی اشعری نفوذیه؟ اگر جنگ را قبول داشت چرا تا اینجا هی وسوسه میکرد که آقا زه کمان هاتون رو پاره کنید، شمشیرهایتان رو بیندازید که به جنگ نکشید، اگر جنگ درست نبود چرا آمد؟ اگر درست بود چرا اینجوری فتنه می کرد؟ حالا این یک دفعه شد مامور رابطه با او..رفته سرش هم کلاه گذاشتند که من معتقدم سرش هم کلاه نگذاشتند، اصلا آمده بود برای همین کارها… ۴ نفرند در صفین معلوم میشود در تاریخ که اینها امده بودند برای حکمیت…نفوذیند… ساز و برگ جنگی هم دارند، آمدند جنگ هم کردند، از قبل با آنور بستند که کار به اینجا کشید، شما قرآن ببرید سر نیزه، ما هم ژست روشنفکری میگیریم؛ میگوییم دیگر آقا جمعش کنید مذاکره میکنیم…ما بلدیم … والا اگر ابن عباس میرفت چنان با تشر و توپ مینشست_ جنگ که به نفع مولا داشت تموم میشد پس اول مخالفت صد در صد کرد._ رهبر انقلاب در ۱۲ آبان ۹۲ ، سه ماه بود دولت جدید سر کار آمده بود …شب سیزده آبان یک حرفهای تندی دارند میزنند حضرت آقا… اول مخالفت صد در صد کردند. اصلا بگذارید من بیانات آقا را برایتان بخونم:

من البته هیچ وقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوش بین نبودم …..لاکن تجربه ای  است و پشتوانه تجربه ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد اما لازم است ملت بیدار باشند…حداقل تجربه ای می شود برای کسانی که فکر میکنند به شیطان میشود اعتماد کرد…۱۲ ابان ۰۲

 

اول گفتند: نه. گفتند: نه آقا؛ از راه مذاکره میتواند مشکلات حل بشود،فلان بشود، بیسار بشود. امیرالمومنین گفت: پس مذاکره مشروط. بایستید ببینیم آنها چه کسی را میفرستند… ما هم آدمش را بفرستیم…او را هم که قبول نکردند..او را هم که قبول نکردند.

پرونده هسته ای کاملا رفت وزارت خارجه، از شورای امنیت ملی کاملا خارج شد؛ رفت آنجا. کل تیم ، تیم خود همین فضا بسته شد…همه هم انگلیسی مذاکره کنیم ..خبرنگارها هم متوجه نشوند. تمامش محرمانه ست..مردم خبردار نشدند چی شد…حتی در مرحله اول هم FACT SHEET را آقا گفتند منتشر کنید…منتشر نکردند. نه که خیانت کردند…گول آن آقایان را خوردند. گفتند محرمانه باشد، اگه اسرائیل بفهمد، می آید وسط سنگ می اندازد … ما به مردممان نگفتیم. دو ساعت بعد از مذاکره نماینده آمریکا میرود به اسرائیلیا میگوید. ولی همه اش شد محرمانه محرمانه محرمانه. رهبر انقلاب گفتند: خب اگر میروید مذاکره، مشروط بروید…۶ تا شرط گذاشتند . ۱- در همان لحظه ی امضا قرارداد باید تمام تحریم ها برداشته شود. شد؟ بعد از ۷ ماه رئیس جمهور صحبت میکند میگوید آقای اوباما قبول کرد که دیگر به توافقنامه عمل کند. بعد هم خودشان آمدند گفتند: نتوانستیم خط قرمزهای رهبری را رعایت کنیم. حضرت فرمودند: من که میدانم آنور چه کسانی نشسته اند؟ چرا متوجه نیستید که چرا امام در جلد ۱۰ صحیفه صفحه ۴۸۹ برای اولین بار آمریکا را شیطان بزرگ معرفی کردند. چرا نمیگذارید این ادبیات شکل بگیرد…گول خوردنه

حکمیت را تحمیل کردند به امیرالمومنین علی علیه السلام…حالا امیرالمومنین علی علیه السلام قصه رو برعکس کرده!!!! گفته من اول مخالف بودم..خودتان فشار آوردید ..خودتان هم باعث شدید قبول کنم. حالاکه قبول کردم باید عمل کنید نمیتوانید زیرش بزنید. اینجایش را حالا کشور ما باید صبر کند که در برجام نامردی پشت نامردی  را به صورت ظاهرا قانونی آمریکا خواهد کرد و ما نمیتوانیم کاریش بکنیم و خود دوستانی که میگفتند خیلی خوب شد فشار به رهبری بیاریم که : آقا بزنیم زیرش، بعد رهبری بگوید ما نمیتوانیم بزنیم زیرش چرا؟ چون وفای به عهد باید کرد. آقا امروز امریکا داره باهامون این کاررا میکند…گفته: خیلی خوب، تحریم بیمه رو برمیداریم …تحریم فلان رو برمیداریم…تحریم فلان رو برمیداریم، بعد میرود با شرکت های بزرگ جلسه میگذارد، میگوید پدرتان را درمی آورم( اگر) با ایران معامله کنید. قانونا که ما نمیتواینم کاریش بکنیم همه را تحریم کشونده ظاهرا دارد با ما راه میاید ولی این همه تیم های صد نفر صدو پنجاه نفر که از غربی ها آمدند اینجا هیچکدامشون هیچ قراردادی با ما نبستند، آمدند، خوردند و اوضاع را دیدند ما را سرکار گذاشتند و رفتند چیزی که به دست ما نرسید…چرا؟ او(آمریکا) فکر همه جا را کرده… شیطان بزرگ است:…گفته ما میرویم پای کاغذ، قلب راکتورشان را پراز بتون میکنیم ….فلان میکنیم ..بیسار میکنیم، بعد هم میگوییم ما که گفتیم تحریم ها رو برمیداریم .ما تحریم ها رو برداشتیم ولی کسی نمی آید با شما معامله بکند. به عربستان دستور میدهیم نفت را بریزد توی بازار، چون این ها تنها راهشان توی این وانفسا نفت است . یه دفعه نفت ما را آورد پایین. گفت به من چه عربستان است دیگر، ریخته تو بازار کاریش نمیشود کرد. ما که نمیتوانیم برویم برجام را بزنیم زیرش، امضا کردیم. حالا که امضا کردیم تعهد دادیم باید عمل کنیم. مگر در یک صورت …که خیلی بعید است که آمریکا پاره کند، رهبر ایران هم گفت: ما آتیش میزنیم. همه اینهایی که دارم میگویم قصه کم شدن رنگ دشمنی با دشمن امیرالمومنین بود. یعنی برائت جدی نبود در زمان امیرالمومنین علیه السلام… برائت …ببینید امیرالمومنین چیکار کردند: ۱- درنامه ۴۴ نهج البلاغه برای اولین بار به معاویه گفت: شیطان. نامه نوشتند به فرماندار خودشان زیاد ابن ابی میگویند حواست باشد شنیدم یک نامه به تو داده است، او طمع کرده است، شیطان است، از راست و چپ و جلو عقب می آید فریبت بدهد. امام هم برای اولین بار به آمریکا گفت: شیطان بزرگ. حالا راهش چیست؟ این است که که این شیطان بودن را از زبان ها و بعد از فکرها بیندازیم بیرون ،که ما اینقدر نگویم شیطان بزرگ…اینجوری که نمیشو توافق کرد! بعد معاویه کارش به جایی رسید _که با همین ترفند حذف شعار مرگ برامریکا _ نامه مینویسد به امیرالمومنین ( عجب ملعونیه ) که امیرالمومنین را دعوت میکند که به قرآن عمل کند، سنت پیامبر را جدی بگیرد. کار به کجا رسیده است؟ بعد حضرت میگوید تو داری به من میگویی قرآن ؟

آقای اوباما هرسال و رئیس جمهور قبلی، ماه رمضان در کاخ سفید سفره افطاری می اندازند و بزرگان مسلمانان روجمع میکند انجا، چند سال است لطف میکند به ملت ایران پیام نوروزی میدهد، سفره هفت سین می اندازد در کاخ سفید.

 معاویه نامه  نوشته برای اینکه میداند مردم فریب میخورند…میگوید علی به نظرم تو باید برگردی به قران ، قران رو خدا فرستاد برای هدایت بشر….پیامبر امد چه کرد؟….حضرت امیر میگوید:تو داری به من یادآوری میکنی؟ چه روزگاری شده است… .

این نتیجه چیست؟ نتیجه این است که یاران امیرالمومنین را نگذاشتند که برائت از معاویه رو تا ته بروند . گفتند حالا که مسلمان است…حالا که قرآن قبول دارد، دیگر کوتاه بیایند. بعد که خودشان هم متوجه شدند داستان برعکس شد… چی شد؟ همان شمشیرهایی که یک روزی قرار بود بر سر معاویه برود، در جنگ نهروان بر سر امیرالمومنین آمد و یاران خود امیرالمومنین شدند دشمنانش. چرا؟ چون گفتند ما حماقت کردیم رفتیم  حکمیت را پذیرفتیم ،تو چرا گذاشتی؟ (حضرت امیر) گفتند: آخر من که گفتم نکنید. شدند دشمن امیرالمومنین که آقا بیخود تو گذاشتی جز حکم خدا حاکم شود. ما مرتد شدیم، از دین خارج شدیم. توبه کردیم. تو هم مرتد شدی اما توبه نکردی باید بکشیمت.شد جنگ نهروان .

معاویه با راحتی نشسته آن ور داردمیخندد، که امیرالمومنین افتادند به جان یارانش. آخرش هم یکی از خوارج به شهادت رساندنشان.

برائت….

دراین زیارت عاشورا میگوییم اگر آن معرفت باشد، به شرطی که برائت از دشمن هم باشد، آن موقع محبت من به اهل بیت خاصیت دارد….

أنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فی الدُّنْیا وَالآخِرَهِ ، وَأنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْق فی الدُّنْیا وَالآخِرَهِ 

دیگر من خیالم راحت است که از خط خارج نمیشوم. بترسیم از روزی که دشمن از زبان دوست نادان برائت از دشمن را کمرنگ بکند.

 

جستجو کنید

فیلم سخنرانی ششمین نشست معرفت عاشورایی با موضوع امید و آمادگی - سخنرانی حجت الاسلام و المسملین حمیدرضا مهدوی ارفع - شب ا ول:

فیلم سخنرانی: شش شب معرفت عاشورایی با موضوع “امید و آمادگی “شب سوم

 معرفت عاشورایی، سلسله نشست های مسجد نور باران است که در شش شب برگزار گردید. …

فیلم سخنرانی ششمین نشست معرفت عاشورایی با موضوع امید و آمادگی - سخنرانی حجت الاسلام و المسملین حمیدرضا مهدوی ارفع - شب ا ول:

فیلم سخنرانی: شش شب معرفت عاشورایی با موضوع “امید و آمادگی”شب دوم

 معرفت عاشورایی، سلسله نشست های مسجد نور باران است که در شش شب برگزار گردید. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *